کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : خرد یافتن
تلفظ بین المللی :
/xˈerad jˈɑftan/
تلفظ :
[x'eRad j'Aftan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
خرد یافته
خود یافتن
خردیافته
خرد
خرد خرد
خرد خرد اشامیدن
خرد خرد تمام کردن
خرد ساختن
خرد شدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خرد یافتن. [ خ ِ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) صاحب خرد شدن. عاقل شدن. هوشیار شدن. دانا شدن.
فرهنگ فارسی
صاحب خرد شدن عاقل شدن
کلمات مرتبط
خرد یافته
خود یافتن
خردیافته
خرد
خرد خرد
خرد خرد اشامیدن
خرد خرد تمام کردن
خرد ساختن
خرد شدن
نظرات