کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خردلی | کلماتور
معانی کلمه : خردلی
تلفظ بین المللی :
/xardˈali/
تلفظ :
[xaRd'ali]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
سفید خردلی
سبک خردی
کم خردی
خردپیشه
خردی
درخت خردل
ریشه خردل
مشمع خردل
خردل وحشی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
خردلی. [ خ َ دَ ] ( ص نسبی ) منسوب به خردل که نوعی از حبوب است. ( از انساب سمعانی ).
فرهنگ فارسی
منسوب به خردل که نوعی از حبوب است
دانشنامه عمومی
خردلی (انگلیسی: Mustard) از پرده های رنگ زرد است.
wiki:
خردلی
مترادف و متضاد
۱. قهوهایمتمایلبهزرد
۲. ازجنس خردل
کلمات مرتبط
سفید خردلی
سبک خردی
کم خردی
خردپیشه
خردی
درخت خردل
ریشه خردل
مشمع خردل
خردل وحشی
نظرات