Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ خرج چیزی را دادن

تلفظ بین المللی : /xˈardʒ tʃˈizi rɑ dˈɑdan/ تلفظ :‌ [x'aRdZ tS'izi RA d'Adan]
مترادف و متضاد
  • چیز کم خرج
  • خارج از قلمرو چیزی
  • از جاده ی چیزی منحرف شدن یا قدم بیرون نهادن یا خارج شدن
  • تره برای کسی یا چیزی خرد نکردن
  • چیز کم اهمیت و خرد
  • خرز چینی
  • خرج
  • خرج دارایی
  • خرج دررفته
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

reimburse (فعل)
جبران کردن، پرداختن، خرج چیزی را دادن، باز پرداخت کردن، باز پرداختن، هزینه کسی یا چیزی را پرداختن

کلمات مرتبط

  • چیز کم خرج
  • خارج از قلمرو چیزی
  • از جاده ی چیزی منحرف شدن یا قدم بیرون نهادن یا خارج شدن
  • تره برای کسی یا چیزی خرد نکردن
  • چیز کم اهمیت و خرد
  • خرز چینی
  • خرج
  • خرج دارایی
  • خرج دررفته
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات