Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خذ

تلفظ بین المللی : /xˈaz/ تلفظ :‌ [x'az]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه اسلامی
  • خذ خوش
  • خذلان
  • ام خذروف
  • چغان خذاه
  • خذء
  • خذا
  • خذا افرین
  • خذاء
  • خذاآفرین
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

خذ. [ خ ُ ] (ع ، فعل امر) بگیر. رجوع به اخذ شود.

خذ. [ خ َ ] (مزید مؤخر امکنه ) این کلمه برای بیان مکان بکار می رود، چون :تغانخذ، صیخذ، حصن خذیمنکن . (یادداشت بخط مؤلف ).

خذ. [ خ َ ] ( مزید مؤخر امکنه ) این کلمه برای بیان مکان بکار می رود، چون :تغانخذ، صیخذ، حصن خذیمنکن. ( یادداشت بخط مؤلف ).خذ. [ خ ُ ] ( ع ، ف...

فرهنگ فارسی

(( هرچه در گیتی برو نام عطا افتد کفش جمله را گفتست : خذ جام و قلم قلم را گفته : هات . ) ) ( انوری )
بگیر

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی عَفْوَ: حد وسط و اعتدال - افزون برنیاز و قابل صرفنظر کردن (کلمه عفو به معنای آن است که به سوی چیزی خم شوی ، تا آن را بگیری ، این معنای اصلی کلمه است لیکن در معانی آمرزش ، و محو کردن اثر ، واسطه شدن در انفاق و رعایت حد وسط و اعتدال (درعبارت "خُذِ ﭐلْعَفْوَ...ریشه کلمه: اخذ (۲۷۳ بار)wikialkb: خُذ...

کلمات مرتبط

  • خذ خوش
  • خذلان
  • ام خذروف
  • چغان خذاه
  • خذء
  • خذا
  • خذا افرین
  • خذاء
  • خذاآفرین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات