خانه داری. [ ن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) میانه روی. درست خرجی. ( ناظم الاطباء ). || تدبیر منزل. مواظبت زن در کارهای خانه.
فرهنگ عمید
فن یا هنر اداره کردن خانه، شامل آشپزی، خیاطی، بهداشت، تغذیه، تربیت اطفال، اقتصاد، صنایع دستی، اخلاق، مقررات خانوادگی، و مانند آن، تدبیر منزل.
فرهنگ معین
( ~. ) (حامص . ) ۱ - هنر ادارة خانه یا مجموعة آگاهی های مربوط به آن مانند: آشپزی ، خیاطی ... ۲ - شغل و عمل خانه دار.
فرهنگ فارسی
نظافت و آراستن اتاقها و راهروهای مهمانخانه/ هتل
۱ - عمل خانه دار . ۲ - شغل خانه دار تدبیر منزل .
دانشنامه عمومی
به گرداندنِ کارهای وابسته به خانه، خانه داری می گویند. نگهداری از خانه، بخشی از خانه داری می باشد، که می تواند دربرگیرنده ی کارهایی مانندِ آشپزی، شست وشو، نگهداری از نوزاد، باغبانی و همچنین خرید باشد.توده ای از ظرف ها روی میز. هُلند، ۱۹۶۶. مجلهٔ آمریکاییِ گود هاوس کیپینگ، ۲۸ اوت ۱۹۰۸. کارهای آشپزخانه، بخشی از خانه داری می باشند. شستنِ ظرف ها، بخشی از خانه دار...
نقل قول
خانه داری (رمان). خانه داری (به انگلیسی: Housekeeping) رمانی از مریلین رابینسون که در سال ۱۹۸۰ منتشر شده است. این رمان برندهٔ جایزهٔ بنیاد پن/همینگوی سال ۱۹۸۲ شده و فیلمی با همین عنوان، بر اساس این کتاب و به کارگردانی بیل فورسیث در سال ۱۹۸۸ ساخته شده است.• «بهتر است که هیچ چیز نداشته باشیم، چراکه در نهایت حتی استخوان هایمان نیز از بین می روند. بهتر است که هیچ چیز نداشته باشیم.»• «سیلوی اغلب کنار...
مترادف و متضاد
thrift (اسم)صرفه جویی، خانه داری، عقل معاشhousekeeping (اسم)خانه داری، اداره منزلhousework (اسم)کارخانه، خانه داریmenage (اسم)خانه داری...
فرهنگستان زبان و ادب
{housekeeping} [گردشگری و جهانگردی] نظافت و آراستن اتاق ها و راهروهای مهمان خانه/ هتل