کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خاطر-ماندن | کلماتور
معانی کلمه : خاطر ماندن
تلفظ بین المللی :
/xˈɑter mˈɑndan/
تلفظ :
[x'AteR m'Andan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
خاطر
خاطر جمع بودن
خاطر جمع شدن
خاطر جمع کردن
خاطر نشان کردن
خاطر آزرده
خاطر ازرده
خاطر جمع
خاطر کسی جمع بودن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خاطر ماندن. [ طِ دَ ] ( مص مرکب ) گرانی خاطر و آزردگی بهم رسیدن. ( آنندراج ) :
دل چو رویش دید جان را درنباخت
خاطر خواجه عظیم از دل بماند( ؟ ).
خواجوی کرمانی ( از آنندراج ).
- به خاطر ماندن ؛ در خاطر ماندن. در یاد ماندن.
فرهنگ فارسی
گرانی خاطر و آزردگی بهم رسیدن
کلمات مرتبط
خاطر
خاطر جمع بودن
خاطر جمع شدن
خاطر جمع کردن
خاطر نشان کردن
خاطر آزرده
خاطر ازرده
خاطر جمع
خاطر کسی جمع بودن
نظرات