Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خاطر شوراندن

تلفظ بین المللی : /xˈɑter ʃuːrˈɑndan/ تلفظ :‌ [x'AteR Su:R'Andan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • خاطر
  • خاطر جمع بودن
  • خاطر جمع شدن
  • خاطر جمع کردن
  • خاطر نشان کردن
  • خاطر آزرده
  • خاطر ازرده
  • خاطر جمع
  • خاطر کسی جمع بودن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خاطر شوراندن. [ طِ دَ ] ( مص مرکب ) پریشان خاطر کردن. پراکنده حواس نمودن :
هزار بار اگر خاطرم بشورانی
ازین طرف که منم همچنان صفائی هست.
سعدی ( بدایع ).

فرهنگ فارسی

پریشان خاطر کردن پراکنده حواس نمودن

کلمات مرتبط

  • خاطر
  • خاطر جمع بودن
  • خاطر جمع شدن
  • خاطر جمع کردن
  • خاطر نشان کردن
  • خاطر آزرده
  • خاطر ازرده
  • خاطر جمع
  • خاطر کسی جمع بودن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات