معانی کلمه : حیازه
لغت نامه دهخدا
حیازة. [ زَ ] (ع مص ) گرد آوردن چیزی و فعل آن از نصر است . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ). رجوع به حوز شود.
فرهنگ فارسی
گرد آوردن چیزی و فعل آن از نصر است .

حیازة. [ زَ ] (ع مص ) گرد آوردن چیزی و فعل آن از نصر است . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ). رجوع به حوز شود.