Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حشره شناس

تلفظ بین المللی : /hˌaʃareːʃˈenɑs/ تلفظ :‌ [h,aSaRe:S'enAs]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • علم حشره شناسی
  • حشره شناسی قانونی
  • حشره شناسی
  • حشره شناسی جنگل
  • حشره شناسی انسانی
  • حشره شناسی پزشکی
  • موزه حشره شناسی هایک میرزایانس
  • حشره
  • حشره ای نیم بال
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

حشره شناس. [ ح َ ش َ رَ / رِ ش ِ] ( نف مرکب ) دانشمند شناسنده حشرات : از کی تا حالا حشره شناس شده ای. ( سایه روشن هدایت ص 16 ).

فرهنگ عمید

۱. کسی که حشرات را می شناسد.
۲. کسی که در احوال حشرات مطالعه می کند.

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که عالم باحوال و زندگانی حشرات است عالم بعلم حشره شناسی .

کلمات مرتبط

  • علم حشره شناسی
  • حشره شناسی قانونی
  • حشره شناسی
  • حشره شناسی جنگل
  • حشره شناسی انسانی
  • حشره شناسی پزشکی
  • موزه حشره شناسی هایک میرزایانس
  • حشره
  • حشره ای نیم بال
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات