کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه حساب-نمودن | کلماتور
معانی کلمه : حساب نمودن
تلفظ بین المللی :
/hˈesɑb nemˈudan/
تلفظ :
[h'esAb nem'udan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
حساب نمودنی
حساب
حساب امتیازات
حساب بدهی
حساب جامعه و فاضله
حساب خرج
حساب درامد و خرج
حساب دیفزانسیل و انتگرال
حساب را واریز کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
حساب نمودن. [ ح ِ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) حساب کردن. به حساب آوردن. اعتبار کردن. فرض کردن.
فرهنگ فارسی
حساب کردن قابل اعتبار بودن قابل فرض بودن
کلمات مرتبط
حساب نمودنی
حساب
حساب امتیازات
حساب بدهی
حساب جامعه و فاضله
حساب خرج
حساب درامد و خرج
حساب دیفزانسیل و انتگرال
حساب را واریز کردن
نظرات