۱. ترسنده و باپرهیز.
۲. زیرک و هوشیار.
۱. پرهیز کردن.
۲. [قدیمی] ترسیدن و دوری کردن از چیزی.
۳. [قدیمی] بیم و پرهیز.
(حَ ذَ)(مص ل .)1 - پرهیز کردن . 2 - ترسیدن .
(حَ ذِ) [ ع . ] (ص .) پرهیزنده ، پرهیز - کننده ، ترسنده ، ترسان .
احتیاط، حزم
بیم، ترس، هراس
امساک، پرهیز، دوری
اجتناب، احتراز، کنارهگیری
۱. اجتناب، احتراز، کنارهگیری
۲. احتیاط، حزم
۳. امساک، پرهیز، دوری
۴. بیم، ترس، هراس