کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : جلو افتاده
تلفظ بین المللی :
/dʒˈolo oftˈɑdeː/
تلفظ :
[dZ'olo oft'Ade:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
جلو افتادن
جلو افتادگی
در دویدن جلو افتادن
در مانور جلو افتادن
او تنهامان گذاشته اما پرتوهای نور گهگاه گوشه اتاقهایمان را جلا می دهد…
جلو
جَلَو
جلو امدنی
جلو امده
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
advanced
(صفت)
پیشرفته، مترقی، ترقی کرده، قبلا تهیه شده، قبلا تجهیز شده، پیش افتاده، جلو افتاده
passant
(صفت)
جلو افتاده
کلمات مرتبط
جلو افتادن
جلو افتادگی
در دویدن جلو افتادن
در مانور جلو افتادن
او تنهامان گذاشته اما پرتوهای نور گهگاه گوشه اتاقهایمان را جلا می دهد…
جلو
جَلَو
جلو امدنی
جلو امده
نظرات