جلو. [ ج َل ْوْ ] (ع مص ) بیرون کردن . (منتهی الارب ).
جلو. [ ج َ ] (ص ) مردم شوخ و شنگ را گویند. (برهان ). مردم شوخ و شنگ و چالاک و بدخو. (ناظم الاطباء). || (اِ) مطلق سیخ کباب چه اگر از چوب باشد جلو چوب و اگر از آهن باشد جلو آهن خوانند. (برهان ).
(جَ) (ص .) شوخ و شنگ .
( ~.) (اِ.) سیخ کباب (چوبی یا آهنی ).
(جُ یا جِ لُ) [ تر. جیلاو ] 1 - (ق .) پیش ، مقابل . 2 - (اِ.) لگام مرکوب ، عنان ، افسار. 3 - پیش از دیگران یا دیگر چیزها.
جهت یا موقعیتی در امتداد دماغۀ شناور
از توابع رامسر
سیخ
پیش، نزد
شنگ، شوخ
قبال، قدام
لگام، عنان
۱. شنگ، شوخ
۲. سیخ
برابر، روبرو، رویاروی، مقابل ≠ پشت، خلف، دبر
۱. برابر، روبرو، رویاروی، مقابل
۲. قبال، قدام
۳. پیش، نزد
۴. لگام، عنان ≠ پشت، خلف، دبر