معنی کلمه : جدامه
لغت نامه دهخدا
جدامة. [ ج ُ م َ ] (اِخ ) نام دختر وهب که از صحابیات است . (منتهی الارب ).
جدامة. [ ج ُ م َ ] (اِخ ) نام دختر جندل که از صحابیات است . (منتهی الارب ).

جدامة. [ ج ُ م َ ] (اِخ ) نام دختر وهب که از صحابیات است . (منتهی الارب ).
جدامة. [ ج ُ م َ ] (اِخ ) نام دختر جندل که از صحابیات است . (منتهی الارب ).