Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ جدامه

تلفظ بین المللی : /dʒadˈɑmeː/ تلفظ :‌ [dZad'Ame:]
لغت نامه دهخدا
  • ره جامه دران
  • زره جامه
  • ستون جداره تر
  • سیه جامه
  • شیب جامه
  • شیر جامه
  • غوک جامه
  • کاغذین جامه
  • کلاش جامه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

جدامة. [ ج ُ م َ ] (اِخ ) نام دختر وهب که از صحابیات است . (منتهی الارب ).

جدامة. [ ج ُ م َ ] (اِخ ) نام دختر جندل که از صحابیات است . (منتهی الارب ).

جدامة. [ ج ُ م َ ] (ع اِ) کفه ٔ گندم و جو و مانند آن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). آنچه از خوشه ٔ گندم پس از خرمن کوبی هنگام باد دادن بیرون می آید. مایستخرج من ال...

کلمات مرتبط

  • ره جامه دران
  • زره جامه
  • ستون جداره تر
  • سیه جامه
  • شیب جامه
  • شیر جامه
  • غوک جامه
  • کاغذین جامه
  • کلاش جامه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات