کاغذین جامه. [ غ َ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) کنایه از عجز و بیچارگی باشد. ( برهان ) ( انجمن آرا ). درماندگی. ( ناظم الاطباء ). || تظلم. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ) ( انجمن آرا ). کاغذی جامه. جامه کاغذی. کاغذین جامه ای بوده از کاغذ که متظلم میپوشید و نزد حاکم میشد و او درمی یافت که وی دادخواه است و به دادش میرسید. ( حاشیه برهان چ معین ). جامه کاغذ که فریادیان پوشند و در قدیم رسم بوده. ( آنندراج از بها...
فرهنگ عمید
جامۀ کاغذی، جامه ای بوده از کاغذ که شخص دادخواه بر تن می کرده و نزد حاکم می رفته تا به شکایت او رسیدگی کند، کاغذین پیرهن: کاغذین جامه به خوناب بشویم که فلک / رهنمونیم به پای علم داد نکرد (حافظ: ۲۹۲ ).
فرهنگ معین
( ~ . مِ ) نک جامة کاغذین .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - جامهای بوده از کاغذ که متظلم میپوشید و نزد حاکم میرفت و او در مییافت که وی داد خواه است و بدادش میرسید : [ کاغذین جامه بخوناب بشویم که فلک رهنمونیم بپای علم داد نکرد ] . ( حافظ )