کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : جداله
تلفظ بین المللی :
/dʒedˈɑleː/
تلفظ :
[dZed'Ale:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
ستون جداره تر
صاحب الجلاله
جدال امیز
جدال کردن
نزاع و جدال کردن
جغاله
جفاله
جواله
جداره
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
( جدالة ) جدالة. [ ج َ ل َ ] ( ع اِ ) زمین. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) : قد اَرکب ُ الاَّلةَ بعد الآلةواَترک العاجزَ بالجَدالة.( از اقرب الموارد ).|| زمین که ریگ تنک دارد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).شن زار. ( یادداشت مؤلف ). || مور ریزه ها که پا برآورده باشند. || غوره خرما. || سفال سخت ناکرده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء )....
کلمات مرتبط
ستون جداره تر
صاحب الجلاله
جدال امیز
جدال کردن
نزاع و جدال کردن
جغاله
جفاله
جواله
جداره
نظرات