کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه جدال-کردن | کلماتور
معانی کلمه : جدال کردن
تلفظ بین المللی :
/dʒˈedɑl kˈardan/
تلفظ :
[dZ'edAl k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
نزاع و جدال کردن
از هم جدا کردن
از هم جدا کردن الیاف
از جسم جدا کردن
از دیگران جدا کردن
بند از بند جدا کردن
برگزیدن و جدا کردن
جدا کردن
جدا کردن در اثر بریدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
جدال کردن. [ ج ِک َ دَ ] ( مص مرکب ) بحث. مناظره. گفتگو :
ای حجت بقعه خراسان
با دیو مکن جدال چندین.
ناصرخسرو.
فرهنگ فارسی
بحث مناظره گفتگو
مترادف و متضاد
dispute
(فعل)
انکار کردن، مشاجره کردن، سر و کله زدن، مباحثه کردن، جدال کردن
کلمات مرتبط
نزاع و جدال کردن
از هم جدا کردن
از هم جدا کردن الیاف
از جسم جدا کردن
از دیگران جدا کردن
بند از بند جدا کردن
برگزیدن و جدا کردن
جدا کردن
جدا کردن در اثر بریدن
نظرات