(جُ) (ص .) 1 - سوا، دور از هم . 2 - تنها، منفرد. 3 - ممتاز، مشخص .
جدا – سوا
تکیه ای: viyâ
طاری: veyâ
طامه ای: veɹâ
طرقی: vöyâ
کشه ای: viyâ
نطنزی: ǰodâ
ممتاز
متباین
قطع، وا
سوا، مستثنا ≠ وصل، متصل، پیوسته
جداگانه، علیحده، مجزا، منتزع، منفک
تنها، فرد، مطلقه، مطلق، منفرد، مهجور
بریده، گسسته، گسیخته، منفصل، منقطع، ناپیوسته