Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ جحیش

تلفظ بین المللی : /dʒˈahiʃ/ تلفظ :‌ [dZ'ahiS]
لغت نامه دهخدا
  • ذات الجیش
  • ساقه الجیش
  • سوق الجیش
  • صاحب الجیش
  • صاحب جیش
  • طبقات جحیم
  • جویش
  • جیش کردن
  • جحی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

جحیش .[ ج َ ] (ع اِ) کرانه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). شق . جانب . (از قطر المحیط). || ناحیه . (منتهی الارب ) (قطر المحیط). || (ص )تنها. الفرید الذی لایزحمه فی داره مزاحم . یقال : نزل فلان جحیشاً؛ اذا نزل حریداً فریداً. (از ذیل اقرب الموارد). حل فلان ٌ جحیشاً؛ اَی منفرداً. (قطر المحیط). || رجل جحیش المحل ؛ مرد دور و برکنار از مردم . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از قطر المحیط)....

کلمات مرتبط

  • ذات الجیش
  • ساقه الجیش
  • سوق الجیش
  • صاحب الجیش
  • صاحب جیش
  • طبقات جحیم
  • جویش
  • جیش کردن
  • جحی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات