کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه جاوید-کردن | کلماتور
معانی کلمه : جاوید کردن
تلفظ بین المللی :
/dʒˈɑvid kˈardan/
تلفظ :
[dZ'Avid k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
صیغه جاری کردن
از شیر اب جاری کردن
خون جاری کردن
مانند فواره جاری کردن
جادوی کردن
جاری کردن
ایل جاری کردن
جارویم را گردگیری خواهم کرد
جاوید
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
جاوید کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تأبید. ( دهار ). تخلید. ( زمخشری ). اخلاد. ( ترجمان القرآن ). ابدی ساختن. مخلد کردن. رجوع به جاوید و ترکیبات آن شود.
فرهنگ فارسی
تایید
مترادف و متضاد
eternize
(فعل)
جاودانی کردن، ابدی کردن، شهرت ابدی دادن، جاوید کردن، فناناپذیر کردن
immortalize
(فعل)
جاوید کردن، شهرت جاویدان دادن به
کلمات مرتبط
صیغه جاری کردن
از شیر اب جاری کردن
خون جاری کردن
مانند فواره جاری کردن
جادوی کردن
جاری کردن
ایل جاری کردن
جارویم را گردگیری خواهم کرد
جاوید
نظرات