کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه جاری-کردن | کلماتور
معانی کلمه : جاری کردن
تلفظ بین المللی :
/dʒˈɑri kˈardan/
تلفظ :
[dZ'ARi k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
صیغه جاری کردن
از شیر اب جاری کردن
خون جاری کردن
مانند فواره جاری کردن
ایل جاری کردن
از جای خود برون کردن
از جای خود بیرون کردن
تقسیم به جای مقطع کردن
جارو کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
جاری کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) روان ساختن. || معمول داشتن. متداول کردن. راندن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) روان ساختن معمولداشتن متداولکردن .
کلمات مرتبط
صیغه جاری کردن
از شیر اب جاری کردن
خون جاری کردن
مانند فواره جاری کردن
ایل جاری کردن
از جای خود برون کردن
از جای خود بیرون کردن
تقسیم به جای مقطع کردن
جارو کردن
نظرات