Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : جان باختن

تلفظ بین المللی : /dʒˈɑn bˈɑxtan/ تلفظ :‌ [dZ'An b'Axtan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • جان در پای کسی باختن
  • شهادت جان باختن در راه خدا
  • جان باختگان اعتراضات به نتیجه انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران
  • باتن جین
  • جهان و باخترزمین
  • جین باتن
  • جان
  • جان بخشی
  • جان بدربردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

جان باختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) جان را از دست دادن. جان را در راه کسی یا چیزی فدا کردن. جان دادن. مردن : چیست جان تا پیش تیغ یار نتوان باختن سهل باشد پیش آب زندگی جان باختن.صائب ( از بهار عجم ).درون ماندگان خرقه انداختندبر آن خرقه بسیار جان باختند.نظامی.جان باختن آسانست اندر نظرت لیکن این لاشه نمی بینم شایسته قربانت.سعدی.جان باختن بکویت در آرزوی رویت دانسته ام ولیکن خونخوار ناگزیری.سعدی.پاکبازان طر...

فرهنگ فارسی

( مصدر ) جان را از دست دادنجانرا در راه کسی یا چیزی فدا کردن.
جان را از دست دادن

کلمات مرتبط

  • جان در پای کسی باختن
  • شهادت جان باختن در راه خدا
  • جان باختگان اعتراضات به نتیجه انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران
  • باتن جین
  • جهان و باخترزمین
  • جین باتن
  • جان
  • جان بخشی
  • جان بدربردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات