کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه جادوئی-کردن | کلماتور
معانی کلمه : جادوئی کردن
تلفظ بین المللی :
/dʒɑdˈuiː kˈardan/
تلفظ :
[dZAd'ui: k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
جادوی کردن
جادو کردن
جاسوسی کردن
سحر و جادو کردن
خار در جائی کردن
خار در جائی کرد
روش زاویۀ جادویی
ریالیسم جادویی
جادوی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
جادوئی کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سحر کردن. جادوگری کردن :
جادوئی کرده ست کسی یا سیمیاست
یا خلاف طبع تو از بخت ماست.
مولوی.
رجوع به جادو کردن شود.
فرهنگ فارسی
سحر کردن
کلمات مرتبط
جادوی کردن
جادو کردن
جاسوسی کردن
سحر و جادو کردن
خار در جائی کردن
خار در جائی کرد
روش زاویۀ جادویی
ریالیسم جادویی
جادوی
نظرات