کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه جادوی | کلماتور
معانی کلمه : جادوی
تلفظ بین المللی :
/dʒɑdˈuje/
تلفظ :
[dZAd'uje]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
جادوی کردن
جادوی کرده
جادوی 24 قیراطی
جادوی بل ایل
جادوی تو
جادوی رؤیای جادوگر
جادوی سیاه
جادوی صدا
جادوی عملی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
جادوی. ( ص ، اِ ) رجوع به جادو شود.
فرهنگ عمید
۱. سِحر.
۲. ساحری؛ جادوگری.
〈 جادوی کردن: (مصدر لازم) [قدیمی] سِحر کردن؛ جادو کردن.
۱. سِحر.
۲. ساحری، جادوگری.
* جادوی کردن: (مصدر لازم ) [قدیمی] سِحر کردن، جادو کردن.
فرهنگ فارسی
سحر، جادوگری، افسونگر، جادوکردن، جادویی
جادویی .
کلمات مرتبط
جادوی کردن
جادوی کرده
جادوی 24 قیراطی
جادوی بل ایل
جادوی تو
جادوی رؤیای جادوگر
جادوی سیاه
جادوی صدا
جادوی عملی
نظرات