توس . (اِ) زمین صلب و سخت . (ناظم الاطباء).
توس . (اِ) سلامتی . (ناظم الاطباء). رجوع به توس کردن و توس نمودن شود.
غان#NAME?
از اصوات،جهت راندن گوسفند
۱شکم گنده ۲رشد مرحله ای برنج ۳درد دل و روده ۴به کلی – به ...
(تلفظ: tus) (در گیاهی) درختی بزرگ و جنگلی ، غان ؛ (در اعلام) (= طوس) ، پسر نوذر پهلوان و سردار بزرگ ایران در دورهی کیقباد و کیکاووس و کیخسرو .