کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه توس-کردن | کلماتور
معانی کلمه : توس کردن
تلفظ بین المللی :
/tˈuːs kˈardan/
تلفظ :
[t'u:s k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
با توپ بازی کردن
تو دماغی کردن
تو کردن
توت جمع کردن
تور سیمی نصب کردن
تور مانند یا مشبک کردن
تور کردن
توسط کردن
تخس کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
توس کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) به سلامتی دادن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به توس و توس نمودن شود.
فرهنگ فارسی
به سلامتی دادن
کلمات مرتبط
با توپ بازی کردن
تو دماغی کردن
تو کردن
توت جمع کردن
تور سیمی نصب کردن
تور مانند یا مشبک کردن
تور کردن
توسط کردن
تخس کردن
نظرات