معانی کلمه : تهیه
لغت نامه دهخدا
تهیة. [ ت َ ی َ ] (ع مص ، اِمص ) نظم و ترتیب و آمادگی و تدارک . ج ، تهیات . (ناظم الاطباء). نیکو ساختن . آماده کردن . (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
فرهنگ عمید
مهیا کردن، آماده ساختن.
فرهنگ معین
(تَ هِ یِّ ) [ ع . تهیة ] ۱ - (مص م . ) آماده کردن ، ساختن . ۲ - (اِمص . ) آمادگی ، بسیج .
فرهنگ فارسی
← آمادهسازی 2
مهیاکردن، آماده ساختن
۱-( مصدر ) آماده کردنساختن . ۲ -( اسم ) آمادگی بسیج .
نظم و ترتیب و آمادگی و تدارک آماده کردن
۱-( مصدر ) آماده کردنساختن . ۲ -( اسم ) آمادگی بسیج .
نظم و ترتیب و آمادگی و تدارک آماده کردن
مترادف و متضاد
آمادگی، بسیج
آماده کردن، فراهم کردن، مهیا کردن
آماده، اندوخته، پیشبینی، تامین، تجهیز، تحصیل، تدارک، تدوین، ترتیب، تعبیه، تمهید، تنظیم، تیار، ذخیره، فراهم، مهیا
۱. آماده، اندوخته، پیشبینی، تامین، تجهیز، تحصیل، تدارک، تدوین، ترتیب، تعبیه، تمهید، تنظیم، تیار، ذخیره، فراهم، مهیا
۲. آمادگی، بسیج
۳. آماده کردن، فراهم کردن، مهیا کردن
فرهنگ فارسی ساره
آمایش، بسیجیدن
فرهنگستان زبان و ادب
[علوم دارویی] ← آماده سازی 2
