کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تهیه-دیدن | کلماتور
معانی کلمه : تهیه دیدن
تلفظ بین المللی :
/tahˈiːjeː dˈidan/
تلفظ :
[tah'i:je: d'idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
قبلا تهیه دیدن
تکیه دادن
تکیه دادن بطرف
تهی دیده
تهیه
تهیه جا
تهیه جنس قلا بی
تهیه خواربار
تهیه در سه نسخه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
تهیه دیدن. [ ت َ هی ی َ / ی ِ دی دَ ] ( مص مرکب ) تدارک دیدن و آلات و ادوات کار را فراهم کردن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تهیه و ماده بعد شود.
فرهنگ فارسی
تدارک دیدن و آلات و ادوات کار را فراهم کردن
مترادف و متضاد
provide
(فعل)
تهیه کردن، مقرر داشتن، مجهز کردن، اماده کردن، وسیله فراهم کردن، تدارک دیدن، میسر ساختن، تهیه دیدن، تامین کردن، توشه دادن
کلمات مرتبط
قبلا تهیه دیدن
تکیه دادن
تکیه دادن بطرف
تهی دیده
تهیه
تهیه جا
تهیه جنس قلا بی
تهیه خواربار
تهیه در سه نسخه
نظرات