کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : تهجیل
تلفظ بین المللی :
/tˈahdʒil/
تلفظ :
[t'ahdZil]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
با سرعت و تعجیل
تعجیل بسیار
تعجیل کردن
تعجیل یا تسریع کننده
تهلیل خوانی
سرود تهلیلی
مناجات و عبادت تهلیل دار
تأجیل
تأجیل
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تهجیل. [ ت َ ] ( ع مص ) زشت گردانیدن ناموس کسی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || سخن نافرجام شنوانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). فحش شنوانیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || دشنام دادن. || بی حرمتی نمودن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || نی و جز آن انداختن. ( تاج المصادر بیهقی ). به چوب و تازیانه انداختن. ( م...
کلمات مرتبط
با سرعت و تعجیل
تعجیل بسیار
تعجیل کردن
تعجیل یا تسریع کننده
تهلیل خوانی
سرود تهلیلی
مناجات و عبادت تهلیل دار
تأجیل
تأجیل
نظرات