معانی کلمه : تنظیم گر احتراق
فرهنگ فارسی
افزارهای که بهطور خودکار نسبت مناسب هوا و سوخت را برای احتراق کامل تنظیم میکند
فرهنگستان زبان و ادب
{combustion control} [قطعات و مجموعه های خودرو] افزاره ای که به طور خودکار نسبت مناسب هوا و سوخت را برای احتراق کامل تنظیم می کند
