کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : تنظیم به صورت جدول
تلفظ بین المللی :
/tˈanzim beː sˈurat dʒˈadval/
تلفظ :
[t'anzim be: s'uRat dZ'adval]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
امادگی و تنظیم فیزیکی بیش از انجام به عمل جنسی
پیمان تنظیم فعالیت های انجام شده برای دستیابی به منابع معدنی جنوبگان
دستگاه ها را تنظیم کن به سمت قلب خورشید
تعظیم به خورشید فروزان
تنظیم
تنظیم ادعا نامه
تنظیم اهنگ
تنظیم سرعت چیزی
تنظیم و تنسیق خود
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
tabulation
(اسم)
تسطیح، جدول بندی، تنظیم به صورت جدول
کلمات مرتبط
امادگی و تنظیم فیزیکی بیش از انجام به عمل جنسی
پیمان تنظیم فعالیت های انجام شده برای دستیابی به منابع معدنی جنوبگان
دستگاه ها را تنظیم کن به سمت قلب خورشید
تعظیم به خورشید فروزان
تنظیم
تنظیم ادعا نامه
تنظیم اهنگ
تنظیم سرعت چیزی
تنظیم و تنسیق خود
نظرات