Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تنسته

تلفظ بین المللی : /tˌanassˈoteː/ تلفظ :‌ [t,anass'ote:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • تنته
  • توسته
  • تهسته
  • تپسته
  • تکسته
  • تبسته
  • تنست
  • تنسه
  • تنسیه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تنسته. [ ت َ ن َ ت َ /ت ِ ] ( اِ ) بافته عنکبوت را گویند. ( برهان ) ( از فرهنگ جهانگیری ) ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). تنیده عنکبوت. ( فرهنگ رشیدی ) : همان سراچه وخرگه که اوج مه می سودکنون حضیض نشین شد چو سایه در بن چاه فراش بوقلمون شد یکی پلاس درشت تتق تنسته آن عنکبوتک جولاه.عمید لومکی ( از فرهنگ رشیدی )....

فرهنگ عمید

تنیده#NAME?

= تنیده

فرهنگ معین

(تَ نَ تَ یا تِ ) (اِ. ) بافتة عنکبوت .

فرهنگ فارسی

( اسم ) هر چیز نفیس تحف. نایاب .

کلمات مرتبط

  • تنته
  • توسته
  • تهسته
  • تپسته
  • تکسته
  • تبسته
  • تنست
  • تنسه
  • تنسیه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات