Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تنته

تلفظ بین المللی : /tanˈateː/ تلفظ :‌ [tan'ate:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینگویش مازنیدانشنامه اسلامی
  • المواعظ العددیه احادیث و حکم و مواعظ تبدا بالاحاد و تنتهی بالاثنی عشر
  • تنتهوا
  • رأس تنها
  • رُس تخته سنگی
  • سحابی اِتاشاه تخته
  • زوج تنها
  • شامه تود تنده رگی
  • شاه تخته
  • شلنگ تخته
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینگویش مازنیدانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

تنته . [ ت ُ ت ِ ] (اِ) زنبور سرخ باشد. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).

تنته . [ ت َ ت َ / ت ِ ] (اِ) تنیده و پرده ٔ عنکبوت را گویند. (برهان ) (آنندراج ). پرده و تار وتنیده ٔ عنکبوت . (ناظم الاطباء). جزء اول آن از تن (تنیدن ). (حاشیه ٔ برهان چ معین ). رجوع به تنسته شود....

فرهنگ عمید

تنیده#NAME?

= تنیده

فرهنگ معین

(تَ تِ ) (اِ. ) پردة عنکبوت .

گویش مازنی

/ten te/ تندتر

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی لَّمْ تَنتَهِ: دست بر نداشتی وبرنداری- بس نکردی و بس نکنی - باز نایستادی و باز نایستی
ریشه کلمه:
نهی (۵۶ بار)
wikialkb: تَنْتَه

کلمات مرتبط

  • المواعظ العددیه احادیث و حکم و مواعظ تبدا بالاحاد و تنتهی بالاثنی عشر
  • تنتهوا
  • رأس تنها
  • رُس تخته سنگی
  • سحابی اِتاشاه تخته
  • زوج تنها
  • شامه تود تنده رگی
  • شاه تخته
  • شلنگ تخته
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات