معانی کلمه : تنزل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
نزول کردن، فرود آمدن، پایین آمدن.
فرهنگ معین
(تَ نَ زُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) نزول کردن ، پایین آمدن .
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
نزول
تخفیف، کاهش ≠ ترقی، صعود
۱. تخفیف، کاهش
۲. نزول ≠ ترقی، صعود
۳. فرود آمدن، پایینآمدن، نزول کردن ≠ صعود کردن، ترقی کردن
۴. کاهش یافتن، کم شدن
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی تُنَزَّلَ: که نازل شود
معنی تُنَزِّلَ: که نازل کنی - تا نازل کنی
معنی تَنَزَّلُ: نازل می شود
ریشه کلمه:
نزل (۲۹۳ بار)
معنی تُنَزِّلَ: که نازل کنی - تا نازل کنی
معنی تَنَزَّلُ: نازل می شود
ریشه کلمه:
نزل (۲۹۳ بار)
wikialkb: تُنَزّل
فرهنگ فارسی ساره
پسرفت، پایی نآمدن
