کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تنزل-دادن | کلماتور
معانی کلمه : تنزل دادن
تلفظ بین المللی :
/tanˈazzol dˈɑdan/
تلفظ :
[tan'azzol d'Adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
کلمات مرتبط
تنزل رتبه دادن
تنزل رتبه دادن به
عمل تنزل دادن
تنزل
تنزل بردار
تنزل دهنده
تنزل رتبه
تنزل قیمت
تنزل قیمت پول
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
لغت نامه دهخدا
تنزل دادن. [ ت َ ن َزْ زُ دَ ] ( مص مرکب ) پایین آوردن. فرودی دادن. رجوع به تنزل و دیگر ترکیبهای آن شود.
فرهنگ فارسی
پایین آوردن . فرودی دادن
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
degrade (فعل)پست کردن، خفت دادن، تنزل کردن، تنزل دادن، تنزل رتبه دادن، منحط کردنreduce (فعل)خرد کردن، کاستن، خرد ساختن، کم کردن، تقلیل دادن، تنزل دادن، مطیع کردن، ساده کردن، استحاله کردنlower (فعل)خرد شدن، تخفیف دادن، فروکش کردن، پایین اوردن، تنزل دادن، کاستن از، اخم کردنplay down (فعل)تنزل دادن، کوچک کردن، اهمیت ندادن...
فرهنگ فارسی ساره
فروکاستن
کلمات مرتبط
تنزل رتبه دادن
تنزل رتبه دادن به
عمل تنزل دادن
تنزل
تنزل بردار
تنزل دهنده
تنزل رتبه
تنزل قیمت
تنزل قیمت پول
نظرات