کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : تنتین
تلفظ بین المللی :
/tanˈatin/
تلفظ :
[tan'atin]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
تنتینی
تستینیه
تنزینگ نورگای
تفتین کردن
ترنتینو ـ التو ادیجه
ترنتینو پیکار
توتین دوروتی
تفتین
تنوین
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تنتین. [ ت َ ] ( ع مص ) بدبوی گردانیدن چیزی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
بد بوی گردانیدن چیزی را
کلمات مرتبط
تنتینی
تستینیه
تنزینگ نورگای
تفتین کردن
ترنتینو ـ التو ادیجه
ترنتینو پیکار
توتین دوروتی
تفتین
تنوین
نظرات