کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تفتین-کردن | کلماتور
معانی کلمه : تفتین کردن
تلفظ بین المللی :
/tˈaftin kˈardan/
تلفظ :
[t'aftin k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تفتیش و جستجو کردن
تفتیش کردن
تاتی کردن
تامین غذا کردن
تامین مدعا به کردن
تامین کردن
خواربار تامین کردن
محفوظ داشتن تامین کردن
تامین کردن نظر کسی
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
تفتین کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سعایت کردن. برآغالیدن کسی را. کسی را بر علیه دیگری برانگیختن. میان دوکس دشمنی و عناد بوجود آوردن. رجوع به تفتین شود.
مترادف و متضاد
فتنهبرانگیختن، فتنهانگیزی کردن، توطئهچینی کردن، دوبههمزنی کردن، آشوب برانگیختن
کلمات مرتبط
تفتیش و جستجو کردن
تفتیش کردن
تاتی کردن
تامین غذا کردن
تامین مدعا به کردن
تامین کردن
خواربار تامین کردن
محفوظ داشتن تامین کردن
تامین کردن نظر کسی
نظرات