تلون مزاج. [ ت َ ل َوْ وُ م ِ ] ( ص مرکب ) کنایه ازکسی که هر لحظه بخویی برآید و ثبات رای در او نبود.( انجمن آرا ). بی قرار و بی ثبات و خیالی و مضطرب. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تلون و دیگر ترکیبهای آن شود.
فرهنگ فارسی
کنایه از کسیکه هر لحظه بخویی بر آید و ثبات رای در او نبود .
مترادف و متضاد
whim (اسم)خیال، هوس، علاقه دمدمی، وهم، پنداره، وسواس، تلون مزاج، تغییر ناگهانی، هوی و هوسwhimsy (اسم)هوس، علاقه دمدمی، بوالهوسی، وسواس، تلون مزاجflightiness (اسم)بوالهوسی، تلون مزاجwhimsey (اسم)هوس، بوالهوسی، وسواس، تلون مزاجinconstancy (اسم)ناپایداری، تلون مزاج، بی ثباتی، عدم ثباتwhigmaleerie (اسم)اسباب، هوس، وهم، تلون مزاج، چیز قشنگ و ارزان...