Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تلخ عیش

تلفظ بین المللی : /tˈalx ˈejʃ/ تلفظ :‌ [t'alx 'ejS]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • تلخ عیشی
  • تل عشتره
  • مسجد تل عاشقان
  • تلخ
  • تلخ و شیرین
  • تلخ و گس کردن
  • تلخ کردن
  • تلخ جوک
  • تلخ جکوک
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تلخ عیش. [ ت َ ع َ / ع ِ ] ( ص مرکب ) کنایه از کسی است که آزاری و مکروهی و مصیبتی از حوادث روزگار بدو رسیده باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). کسی که مصیبتی از دنیا دیده باشد و حادثه ای به او رسیده باشد. ( انجمن آرا ).

فرهنگ فارسی

کنایه از کسی است که آزاری و مکروهی و مصیبتی از حوادث روزگار بدو رسیده باشد .

کلمات مرتبط

  • تلخ عیشی
  • تل عشتره
  • مسجد تل عاشقان
  • تلخ
  • تلخ و شیرین
  • تلخ و گس کردن
  • تلخ کردن
  • تلخ جوک
  • تلخ جکوک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات