Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تقلب

تلفظ بین المللی : /taq1ˈallob/ تلفظ :‌ [taq1'allob]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • تقلب امیز
  • تقلب در قمار
  • تقلب کردن
  • تقلب رایانه ای
  • تقلب انتخاباتی
  • قمار از روی تقلب
  • مایه تقلب و فساد
  • استادان علیه تقلب
  • اقای تقلب
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

تقلب. [ ت َ ق َل ْ ل ُ ] ( ع مص ) دست انداختن در امور بخواست خود. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). تصرف در کارها بخواهش خود. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || برگشتن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). برگردیدن. ( زوزنی ). ورگردیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). واگردیدن و برگردیدن. ( مجمل اللغة ). بسیار گردیدن و گردش. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد )....

فرهنگ عمید

۱. در کاری به سود خود و زیان دیگری تصرف کردن.
۲. نادرستی و دغلی.
۳. [قدیمی] برگشتن از حالی به حالی، دگرگون شدن.

فرهنگ معین

(تَ قَ لُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - دگرگون شدن . ۲ - در کاری به سود خود و به زیان دیگری تصرف کردن .

فرهنگ فارسی

برگشتن ازحالی بحالی، دگرگون شدن، تصرف کردن
۱ -( مصدر ) برگشتن از حالی بحالی دیگر دیگرگون شدن . ۲ - واژگون شدن زیر و رو شدن.۳- در کاری بنفع خود و بضرر دیگری تصرف کردن . ۴ - ( اسم ) نادرستی دغلی دغلکاری . ۵ - گردش . جمع : تقلبات .

دانشنامه عمومی

تقلب نوعی از دروغ، کلاه برداری و حیله گری است که باعث ایجاد برتری ناعادلانه متقلب بر دیگران می شود. تقلب گونه ای از نقض قانون است. در قانون و حقوق کمتر از واژه تقلب استفاده می شود و بیشتر بعنوان کلاه برداری و فساد نام برده می شود. در دنیای ورزش نیز می توان به دوپینگ اشاره کرد که تقلب محسوب می شود و استفاده از آن غیر قانونی است و مانند تقلب دانش آموز در امتحان.قاچاقwiki: استیون ئی. ده سوزا و تهیه ک...

مترادف و متضاد

واژگون شدن

دگرگون شدن، قلب شدن

تزویر، جعل، دغل‌کاری، شید، غش، قلب، نادرستی

۱. تزویر، جعل، دغلکاری، شید، غش، قلب، نادرستی
۲. دگرگون شدن، قلب شدن
۳. واژگون شدن

malversation (اسم)اختلاس، خیانت در امانت، تقلب، دغل بازیslur (اسم)تهمت، اشاره، نشان، لکه بدنامی، پیوند، تقلب، لکه ننگ، خط اتحادfakery (اسم)تظاهر، وانمود، تقلبdeception (اسم)فریب، فریب خوردگی، نیرنگ، تزویر، ...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی تَقَلُّبَ: چرخاندن -گردانیدن (کلمه قلب به معنای برگرداندن چیزی از این رو به آن رو است ، و چون به باب تفعیل برود مبالغه در این عمل را میرساند ، پس تقلیب یعنی بسیار زیرورو کردن چیزی ، و تقلب هم قبول همان تقلیب است پس تقلب قلوب و ابصار عبارت است از برگشتن دلها و...معنی تُقَلَّبُ: دگرگون می شودمعنی نُقَلِّبُهُمْ: آنان را می گردانیم (ازکلمه قلب به معنای برگرداندن چیزی از این رو به آن...

فرهنگ فارسی ساره

دغل کاری، دغلی، نیرنگ


کلمات مرتبط

  • تقلب امیز
  • تقلب در قمار
  • تقلب کردن
  • تقلب رایانه ای
  • تقلب انتخاباتی
  • قمار از روی تقلب
  • مایه تقلب و فساد
  • استادان علیه تقلب
  • اقای تقلب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات