کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تقاطر | کلماتور
معانی کلمه : تقاطر
تلفظ بین المللی :
/taq1ˈɑtor/
تلفظ :
[taq1'AtoR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
التقاط گرایی
رسانندگی بیتقارن
شبه تقارن
شکست تقارن
صفحۀ تقارن
صفحۀ تقارن آینه ای
عمل تقارن
عنصر تقارن
غشای بی تقارن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تقاطر. [ ت َ طُ ] ( ع مص ) گروه گروه آمدن قوم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج )( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || پیاپی شدن. ( دهار ). پیاپی گردیدن چیزی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || پیاپی قطره چکیدن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). قطره قطره جاری شدن و چکیدن آب و جز آن. ( از اقرب الموارد ) : موسم تقاطر اقطار و تکاثر امطار بود. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 259 ). || رویاروی شد...
فرهنگ عمید
۱. از پی هم آمدن.
۲. قطره قطره چکیدن آب یا مایع دیگر، چکه چکه ریختن.
فرهنگ معین
(تَ طُ ) [ ع . ] (مص ل . ) قطره قطره آمدن .
فرهنگ فارسی
ازپی هم آمدن، قطره قطره چکیدن آب یامایع دیگر
( مصدر ) قطره قطره آمدن( آب یامایع دیگر ) چکه چکه ریختن . جمع : تقاطرات .
کلمات مرتبط
التقاط گرایی
رسانندگی بیتقارن
شبه تقارن
شکست تقارن
صفحۀ تقارن
صفحۀ تقارن آینه ای
عمل تقارن
عنصر تقارن
غشای بی تقارن
نظرات