معانی کلمه : شکست تقارن
فرهنگ فارسی
انحراف از تقارن که در بسیاری از سامانههای فیزیکی دیده میشود
فرهنگستان زبان و ادب
{symmetry breaking} [فیزیک] انحراف از تقارن که در بسیاری از سامانه های فیزیکی دیده می شود

انحراف از تقارن که در بسیاری از سامانههای فیزیکی دیده میشود