معانی کلمه : تقارن وارونی
فرهنگ فارسی
اصلی که بهموجب آن قوانین فیزیک براثر تبدیلهای وارونی ناوردا باقی میمانند
فرهنگستان زبان و ادب
{inversion symmetry} [فیزیک] اصلی که به موجب آن قوانین فیزیک براثر تبدیل های وارونی ناوردا باقی می مانند

اصلی که بهموجب آن قوانین فیزیک براثر تبدیلهای وارونی ناوردا باقی میمانند