معانی کلمه : تفجع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. دردمند شدن.
۲. دردمندی از سختی و بلا و اندوه.
۲. دردمندی از سختی و بلا و اندوه.
فرهنگ معین
(تَ فَ جّ ) [ ع . ] (مص ل . ) دردمند شدن .
فرهنگ فارسی
۱-( مصدر )درد یافتندردمند شدن از سختی و بلا و اندوه.۲ -دردمندی . جمع : تفجعات .
