کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تفرع | کلماتور
معانی کلمه : تفرع
تلفظ بین المللی :
/tafˈarroʔ/
تلفظ :
[taf'aRRo?]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
تفرعن آمیز
تفرعن فروختن
تفرعنآمیز
تفرعن
تفرعونی
الباتروس تارعنکبوتی
التفریع فی الفروع
انجمن ملی خدمات تفریحی
شبکۀ تارعنکبوتی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تفرع. [ ت َ ف َرْ رُ ] ( ع مص ) بر زبر چیزی شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). بر زور چیزی شدن. ( زوزنی ). بر بر چیزی شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). بر سر چیزی شدن. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || شاخ بسیاری زدن. ( تاج المصادر بیهقی ). شاخ زدن. ( زوزنی ). شاخ برزدن. || بسیارشاخ شدن درخت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بسیار گردیدن شاخه ها. ( از اقرب الموارد ). || مهترین قومی را...
فرهنگ معین
(تَ فَ رُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) شاخه شاخه شدن .
فرهنگ فارسی
شاخه شاخه شدن، شعبه شعبه شدن، بسیارشدن شاخه ها
۱ -( مصدر ) شاخه شاخه شدن شعبه شعبه گردیدن . ۲ - ( اسم ) انشعاب . جمع : تفرعات .
کلمات مرتبط
تفرعن آمیز
تفرعن فروختن
تفرعنآمیز
تفرعن
تفرعونی
الباتروس تارعنکبوتی
التفریع فی الفروع
انجمن ملی خدمات تفریحی
شبکۀ تارعنکبوتی
نظرات