Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تعرض

تلفظ بین المللی : /taʔˈarroz/ تلفظ :‌ [ta?'aRRoz]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • تعرض و حمله متقابل
  • تعرض کردن
  • تعرض به حریم خصوصی
  • تعرض به جبرئیل
  • با تعرض و نکوهش گفتن
  • معاهده عدم تعرض
  • تعرضآمیز
  • حمله تعرضی متقابل
  • تعرضن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

تعرض. [ ت َ ع َرْ رُ ] ( ع مص ) پیش آمدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( دهار ). پیش آمدن و در پی کسی شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). پیش آمدن کسی را و به چیزی در پرداختن. ( غیاث اللغات ). پیش آمدن کسی را. ( آنندراج ). پیش آمدن و طلب کردن. ( از اقرب الموارد ). || چپ و راست رفتن شتر بر کوه از دشواری راه. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || کژ گردیدن. ( ...

فرهنگ عمید

۱. حمله کردن.
۲. دست درازی کردن.
۳. [قدیمی] به امری یا کاری پرداختن.
۴. [قدیمی] متعرض شدن.

فرهنگ معین

(تَ عَ رُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - به کاری پرداختن . ۲ - دست درازی کردن .

فرهنگ فارسی

متعرض شدن، دست درازی کردن، پرخاش کردن
۱ -( مصدر ) بامری پرداختن.۲ - دست درازی کردن . ۳ - پرخاش کردن عتاب کردن . ۴ - روی برگردانیدن از . ۵ - ( اسم ) دست درازی . ۶ - عتاب مخالفت . جمع : تعرضات .

دانشنامه عمومی

تعرض (به انگلیسی: Assauthorlt) بر اساس تعریف کامن لا (قانون مصوب سال ۱۰۶۶ میلادی در انگلستان) به عملی گفته می شود که باعث هراس فردی از آسیب قریب الوقوع یا حمله به فرد مورد نظر می شود.ویکی پدیا انگلیسیwiki: تعرض تعرض (فیلم). «تعرض» (انگلیسی: Assauthorlt (film)) یک فیلم است که در سال ۱۹۷۱ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به فرانک فینلی، فردی جونز، و لسلی-آنه داون اشاره کرد.wiki: تعرض (فیلم) تعرض (ق...

مترادف و متضاد

روی برگردانیدن

دست‌درازی کردن

اعتراض، پرخاش، تجاوز، تعدی، تهاجم، حمله، درازدستی، دست‌اندازی، شکایت، شکوه، عتاب، تخالف، هجوم

۱. اعتراض، پرخاش، تجاوز، تعدی، تهاجم، حمله، درازدستی، دستاندازی، شکایت، شکوه، عتاب، تخالف، هجوم
۲. روی برگردانیدن
۳. دستدرازی کردن

attack (اسم)حمله، تجاوز، یورش، تعرض، تاخت، تاخت و تاز، تکش، اصابت یا نزول ناخوشیoffensive (اسم)حمله، یورش، تع...

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی تُعْرِضْ: که اعراض کنی-که رو بگردانیمعنی مُحْصَنَاتِ: زنان شوهر دار- زنان با عفت (اصلش ازاحصان به معنی منع است و قلعه را هم از این جهت حصن می گویند چون از ورود اغیار منع و جلوگیری می کند و زن شوهر دار هم از این جهت محصنة گفته می شود چون شوهرش او را از تعرض دیگران حفظ می کند.در مورد زنان در سه مورد به کا...معنی لَا یُؤْذَیْنَ: آن زنان آزار داده نمی شوند (قبل از اسلام نیز مرسوم بو...

فرهنگ فارسی ساره

درازدست


کلمات مرتبط

  • تعرض و حمله متقابل
  • تعرض کردن
  • تعرض به حریم خصوصی
  • تعرض به جبرئیل
  • با تعرض و نکوهش گفتن
  • معاهده عدم تعرض
  • تعرضآمیز
  • حمله تعرضی متقابل
  • تعرضن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات