کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تضعف | کلماتور
معانی کلمه : تضعف
تلفظ بین المللی :
/tazˈaʔʔof/
تلفظ :
[taz'a??of]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
رابطۀ تضعیف
نسبت تضعیف به هم شنوی
تضعیف روحیه
تضعیف روحیه کردن
تضعیف کردن
تعفن داشتن
تضعیف مکعب
تعفین حسن لبه
تضاعف
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تضعف. [ ت َ ض َع ْ ع ُ ] ( ع مص ) ضعیف شمردن و سست پنداشتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). خوار شمردن کسی را و بدکردن بدو. ( از اقرب الموارد ). || خوار و گمنام شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
ضعیف شمردن و سست پنداشتن خوار شمردن کسی را و بد کردن بدو .
کلمات مرتبط
رابطۀ تضعیف
نسبت تضعیف به هم شنوی
تضعیف روحیه
تضعیف روحیه کردن
تضعیف کردن
تعفن داشتن
تضعیف مکعب
تعفین حسن لبه
تضاعف
نظرات