تضایف. [ ت َ ی ُ ] ( ع مص ) تنگ شدن رودبار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ): اذا تضایفن علیه انسلا؛ ای اذا صرن قریباً منه الی جنبه. ( اقرب الموارد ). || از دو جانب آمدن قوم رودبار را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || از دو جانب آمدن سگان شکار را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || ( اصطلاح فلسفه ) بودن دو چیز چنانکه تعقل یکی از آن دو ج...
فرهنگ فارسی
تنگ شدن رودبار .
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] تضایف در لغت مصدر باب تفاعل و به معنای "تنگ شدن"، "کنار هم آمدن"، "ضیق شدن" و مانند آن است.در اصطلاح فلاسفه ، یکی از اقسام تقابل است که بین دو امر وجودی برقرار است و در تعریف آن گفته اند: "متضایفان دو امر وجودی هستند که تعقل هر یک از آنها بدون تعقل دیگری امکان پذیر نیست" این که گفته شده است "دو امر وجودی هستند"، به خاطر خارج کردن تقابل " تناقض " و "عدم و ملکه" از حیطۀ تعریف است؛ چون تنا...