۱. پاک کردن؛ پاکیزه ساختن.
۲. صافی کردن؛ بیآلایش کردن چیزی؛ خالص کردن؛ پالودن.
۳. امری یا کاری را تمام کردن و انتظام دادن.
۴. رفع اختلاف کردن.
〈 تصفیهٴ حساب: = تسویهحساب
پالایش
پاکسازی، فیلتر
تزکیه، تهذیب ≠ آلودن
تفریغحساب، رفع اختلاف
پاک کردن، پالودن، صاف کردن
۱. تزکیه، تهذیب
۲. پالایش
۳. پاکسازی، فیلتر
۴. تفریغحساب، رفع اختلاف
۵. پاک کردن، پالودن، صاف کردن ≠ آلودن
۶. رفع اختلاف کردن