Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تصافح

تلفظ بین المللی : /tasˈɑfoh/ تلفظ :‌ [tas'Afoh]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • تصاحب کردن
  • تصاحب
  • تصافی
  • تصالح
  • تصفح
  • تسافح
  • تصابح
  • تصاف
  • تصافق
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

تصافح. [ ت َ ف ُ ] ( ع مص ) یکدیگر را دست گرفتن. ( زوزنی ). همدیگر دست گرفتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).دست یکدیگر گرفتن و این قائم مقام معانقه است. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). گرفتن هر یک دست یار خود را و گذاشتن کف دست خود بر کف دست دیگری چنانکه در ملاقات وتسلیم عمل کنند. ( از قطر المحیط ). || بهم آمدن بعض مژگان بر بعضی دیگر. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ عمید

مصافحه کردن، با هم دست دادن، دست یکدیگر را فشردن در موقع ملاقات.

فرهنگ معین

(تَ فُ ) [ ع . ] (مص ل . ) دست دادن ، دست هم رابه هنگام دیدار فشردن .

کلمات مرتبط

  • تصاحب کردن
  • تصاحب
  • تصافی
  • تصالح
  • تصفح
  • تسافح
  • تصابح
  • تصاف
  • تصافق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات